خرید بک لینک

این انصاف نیس که هیچ خبری از خودت بهم ندی

برچسب: نویسنده: کیان پاکدل تاريخ: جمعه 27 آبان 1401 ساعت: 12:00

شرح دلتنگی ما را نتوان کرد بیان

چشم بیچاره ما، خیره به راه

دست آواره ما، تاب زنان

بغض ناخوانده هنوز راهبند نفسی ست

که هر از گاهی از سینه برون می آید

چه توان کرد؟ سکوت .

چه توان گفت؟ فغان .

واژگانی اندک

حرف هایی بسیار

قلب ما لبریز از شور و عزاست

سرِ ما سنگین است، زیر بار نظر و فکر و خیال

لحظه ای مکث ، درنگ !

اندکی صبر ، سکوت !

راه کجا چاه کجاست ؟

برچسب: نویسنده: کیان پاکدل تاريخ: چهارشنبه 25 آبان 1401 ساعت: 20:47

باشه رفیق باشه عشقم این نیز بگذرد. فقط دلم برات تنگ شده همین .

برچسب: نویسنده: کیان پاکدل تاريخ: سه شنبه 17 آبان 1401 ساعت: 11:12

میدانم ؛

دیگر برای من نیستی !

اما ….

دل است دیگر این حرفها را نمیفهمد .

«چیزی که مال تو باشد خوب است،حتی اگر جای خالی « تو » باشد،

آخر جای خالی توی دل مثل سوراخ توی دیوار نیست که با یک مُشت کاهگل پُر شود.

هزار نفر هم بروند و بیایند آن دل دیگر هیچوقت دل نمی شود.»

برچسب: نویسنده: کیان پاکدل تاريخ: پنجشنبه 5 آبان 1401 ساعت: 15:59

دل که تنگ باشد

دیگر مردو زن ندارد

اشک از گوشه چشمانت سرازیر میشود'>شود

و سُر میخورد روی گونه ها .

دل که تنگ باشد

تنهایی اتاقت را

باخدا هم تقسیم نمیکنی... !

برچسب: نویسنده: کیان پاکدل تاريخ: يکشنبه 1 آبان 1401 ساعت: 21:06

تو چه کردی که دلم ، این همه خواهان تو شد ؟

برچسب: نویسنده: کیان پاکدل تاريخ: يکشنبه 1 آبان 1401 ساعت: 21:06

آخرش نفهمیدم این جایی که هستم تقدیر منه؟ یا تقصیرمن؟

برچسب: نویسنده: کیان پاکدل تاريخ: يکشنبه 1 آبان 1401 ساعت: 21:06

صفحه بندی